تبلیغات
من محجبه ام - دختَر چآدری

من محجبه ام

محجبه ها همیشه جذاب ترند!

دختَر چآدری




بعد اَز ظهرهآ خودش و دوستآش توی کوچه جَمع میشدَن

 و دختَرآیی که رَد میشدَن رو مَسخَره میکَردَن.


به اولی میگفتن: ببینَم دَماغت افتاده که بهش چَسب زَدی!

به دومی میگَفتن: خیلی وَقته که شنل قرمزی ندیده بودیم!

و به دیگَری....

اون روز هم طبق مَعمول نشَسته بودَن

 و هَر چی دختَر اَز اونجا رَد میشد رو مسخَره میکَردَن!


که یهو یه دختَر چآدری از اونجا رَد شد!

نگآهش کرد و به فکر فرو رفت، هیچی ندآشت بهش بگه!

که یه دَفعه صدآی دوستشو شنید که میگفت: پسَر ندیدی چه سوژه ای اَز اینجا رَد شد... !

بَرگشت نگاه کَرد دید خواهَر خودش بوده از اونجا رَد شده...



منبع: من محجبه ام







طبقه بندی: اس ام اس و دآستآن هآی زیبا،
برچسب ها:دختر چادری، چادر، داستان، داستان هایی درباره ی حجاب، داستان درباره ی چادر،
[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ یاسمن ] [ نظرات() ]